[آقای بلیس|Mr.Bliss]

تعداد پست‌ها: 18

3h70fjwpu5orng9h2xh.jpg

اهم...اهم...

" یکی بود یکی نبود یه آقا ت.ت ای بود که توی یه جایی به اسم فروم آردا زندگی می کرد، این ت.ت یه دوست داشت که مهدی بود اسمش، مهدی سه بعدی بود اما ت.ت دو تا بعد بیشتر نداشت... طفلکی...یه روزی مهدی سه بعدی میره پیش ت.ت و میگه آهای ت.ت بیا ببین یه کتاب پیدا کردم، ت.ت رفت و کتاب رو دید، به مهدی گفت ایول مهدی چه کتاب باحالیه چقد عسک داره! یه دفه مهدی عصبانی شد و زد تو گوش ت.ت... ت.ت گفت چرا میزنی؟ مهدی بهش گفت عسک نه و عکس! چند بار بهت بگم غلط ننویس تو فروم آردا! ت.ت هم گفت باشه مهدی دیگه تکرار نمیشه اما مهدی دوباره ت.ت رو زد، ت.ت پرسید چرا دوباره زدی؟! مهدی سه بعدی هم گفت اسم من مَهدی ـه ــَــ داره مرتیکه نفهم! ت.ت گفت مگه من حرکت گذاشتم که میزنی مرد حسابی! از کجا میدونی اشتباه گفتم؟! مهدی هم گفت همینه که هست ...بعله بچه ها این مهدی ما یه مقدار زورش زیاد بود... بعد مهدی به ت.ت گفت موافقی این کتابو ترجمه کنیم؟ ت.ت هم گفت آره موافقم!

بالا اومدیم دوغ بود پایین اومدیم سمند بود قصه ی ما چرند بود!: | "

***

بعله کلیه ی چرندیات فوق الذکر از این جهت نقل گردید که اهالی با محتوای سنی و مضمونی کتاب نامبرده از همان بدایت امر آگاه شوند، داستان از این قرار است که مهدی خان سه بعدی مدتی پیش این کتاب رو به بنده معرفی کرد و مارا قلقلک نمود تا اگر کالیبر اجازه داد، ترجمه اش کنیم، از قضا بعد از تغییر و تحولات سایت ما احساس دینی نسبت به این آقای بلیس نمودیم و دیدیم حیف است بنده خدا ترجمه نشده باقی بماند و حالا که به تنگی فصلی دچار شده ایم چه خوب است که ناخنکی هم به این کتاب کم حجم بزنیم...پس با مهدی سه بعدی پاچه هایمان را بالا زدیم و ما ترجمه کردیم و ایشان ویرایش کار را به عهده گرفت و نسخه ی نهایی را تنظیم کرد... خلاصه چیزی که اکنون تقدیمتان می شود حاصل همان بحث های پیامکی و صحبت هایی هست که بین بنده و مهدی جان سه بعدی صورت گرفت .

 

.:آقای بلیس:.

پی نوشت: الان یه جوری صحبت کردم انگار تاریخ بیهقی رو بازنویسی کردیم، نه دوستان، کتاب فوق الذکر صرفن داستانی ست نه چندان جدی و نه چندان شناخته شده از پروفسور تالکین که بعد از مرگ ایشون در سال 1982 منتشر شده، داستان به صورت مصور هستش که ماجرای آقای بلیس پس از خریدن اتومبیلش رو باز گو می کنه، که اینجوری که از ویکی پدیا بنده متوجه شدم، بیس اصلی داستان از اولین تجربه ی بد سواری تالکین در سال 1932 الهام گرفته شده.

بعله، همین...

باشد که مقبول واقع گردد {هرچند به درد شما ها نمی خوره با این ریش و پشماتون!:دی، شاید در آینده به درد فرزندان و نوادگانتون خورد!:دی}

ارادتمند...

ت.ت

خب من یه تشکر ویژه از جناب مهدی عزیز و ت.ت دوست داشتنی دارم.

یه تشکر دیگه از ت.ت عزیز بابت این پستی که زده.نثرت واقعا زیباست.

سبک کتاب خیلی جالبه

راستی شما که انقد دست به قلم اید و انقد مترجمای خوب و قابلی هستین(هندونه زیر بغل :-? )چرا این کتاب رو تموم نمیکنین؟

"کتاب طراحی های ارباب حلقه ها اثر آلن لی"

خلاصه بازم کلی ممنون بابت این ترجمه!

اهم...

ممنون تام جان، لطف داری. راجع به اون کتاب اسکیس ها هم والا من دو تا فصل رو قبول کردم و تمومشون هم کردم، منتها گویا بقیه ی دوستان به استثناء اندکی قضیه را دایورت نموده یا شاید هم از یاد برده اند... و اون ماجرا خواه ناخواه به حالت تعلیق در اومد... این چیزی بود که ما از بیرون دیدیم، حالا کادر مدیریت بیشتر اطلاع داره از این موضوع، اگه قسمت بود و دوباره دوستان همت کردند، اون رو هم تموم می کنیم{ت.ت وعده سرخرمن میدهد!:دی}

ارادتمند...

ت.ت

ضمن تشکر از تلاشتون،ای کاش یه جایی تو کتاب اسم سایت هم میومد تا بتونیم از انتشارش در بقیه سایت ها بدون ذکر نام خودداری کنیم

مرسی تولکاس جان، آره... اتفاقن بحثش هم با مهدی بود، من گفتم که اگه می خواد چیزکی واسه آردا بنویسه، حالا یا فراموش شده یا نظرش این بوده که نباشه... اگه لازم میدونید که یکی از شما ها که توانایشو داره این رو هم اضافه کنه، هر چند بودن یا نبودنش زیاد فرقی واسه دوستانی که می خوان کپی کنن نداره، و پاک کردن اسم آردا یه بک اسپیس مختصر می طلبه; )

ارادتمند...

ت.ت

خب ضمن تشکر از ت.ت من هم روایت خودم رو از نحوه ترجمه این کتاب بگم. (چقدر علما سر این قضیه اختلاف دارن! :دی)

قضیه اینه که حدود دو، سه ماه پیش هوس کردم این کتاب رو بخونم. وقتی چند صفحه رو خوندم گفتم چه خوبه که اینو به فارسی ترجمه کنیم. از اونجا که من توی ترجمه متون ادبی مهارت ندارم و فقط میتونم مفهوم رو برسونم و نه زیبایی کلام رو، با خودم گفتم ترجمه اینکار فقط از ت.ت برمیاد و کسی غیر از اون نمیتونه به این قشنگی ترجمه کنه. این بود که ازش خواستم این کتاب رو ترجمه کنه و ت.ت هم با روی گشاده از این پیشنهاد استقبال کرد. ت.ت عزیز ترجمه رو انجام داد و من هم در نهایت یکم ویراستاری کوچیک کردم و حاصل شد این چیزی که میبینید.

به تولکاس:

باشه، کتاب رو ویرایش میکنم و آپدیت میکنم تا حق انتشارش برای خودمون بمونه

ویرایش:

به تام و ت.ت:

بله ت.ت عزیز 2تا پارتی که تقبل کرده بود رو ترجمه کرد و فکر میکنم غیر از من فقط یه نفر دیگه ترجمه رو انجام داد و اون کار فعلا مسکوت موند. اولویت ترجمه رو به دانشنامه دادیم و بعد از اینکه تموم شد دوباره برمیگردیم سر ترجمه اون کتاب

خیلی ممنون از ت.ت و مهدی و سایر دست اندرکاران! :)

نمی تونید کتابو چاپ کنید؟ :-?

من یکی که تا حالا سر و کارم با نشریات نبوده و نمیدونم که چه مشکلاتی سر این کار هست. تولکاس این چیزا رو بهتر میدونه.

احتمالا بشه با انتشارات مخصوص کودک و نوجوان یه صحبتهایی کرد.

ولی خب نظر نهایی رو باید ت.ت بده.

ویرایش:

فایل رو آپدیت کردم

منم کتاب رو دانلود کردم و چند صفحه ایش رو خوندم

به نظر جالب میاد

در هر صورت بابت این وقتی که گذاشتید و کتاب رو ترجمه کردید ممنون

بعله...

دوووووووووووووووســــــــــــــــــتان!

تشکرات بنده رو پذیرا باشید...خعلی دستتون درد نکنه...

ت.ت خان می بینم که فعال شدی :دی آورین!

من چون بچه ی خوبی بودم دیشب به خودم جایزه دادم و این داستان رو خوندم. دستتون درد نکنه. خیلی لذت بردم. البته تو پرانتز بگم قبل از این که کار رو نهایی کنین یکی دو تا غلط دیکته هست تو متن که به نظرم از دستتون در رفته بود :-? ولی باز هم کار تمیزی بود. مرسی.

دوستانی که داستان رو خوندن، حال و هوای کار شما رو یاد هابیتون و شایر نیانداخت؟ :)

اشكالات رو بهم بدين تا درست كنم.

ممنون

خیلی زوده که من وارده این تاپیک بشم ولی چون دیدم جدیده و دوستان زیاد بهش سر میزنن خواستم یه حضوری داشته باشم...

این کتاب رو اصلا نخوندم و نمیدونم چیه ولی مطمئنم ترجمش عالیه با تشکر از عزیزان

با تشکر از ت.ت ( باحال نوشته بودی، فکر کنم اگر دست نوشته های خودت رو هم به چاپ برسونی، کتاب باحالی بشه و حسابی خواننده رو بخندونه!) :)

من خودمم یک کتاب نوشتم تو شهرستان خودمون و الآن دارم سعی می کنم به امید خداوند کتاب بعدیم رو در تهران به چاپ برسونم...

دو تا سوال ازت داشتم:

1- تو کدوم انتشاران چاپش کردی؟

2- الآن چاپ چندومه؟

مرسی معرکه بود . منم اوایل کتاب انگلیسیشو خوندم . الان فارسیش رو گذاشتین تو اینترنت؟

اگه کتاب چاپ کنیم کسی هم میخره یا فقط ضرره؟ میشه بیشتر برام توضیح بدین؟

کار خیلی جالبی بود. خسته نباشید. به خصوص آوردن عکس ها و متن انگلیسی خیلی خوب بود.

راستش، این را که می گویم به عنوان یک انتقاد سازنده در نظر بگیرید.

من پاراگراف اول رو با متن اصلی مقایسه کردم، و دیدم که در دوجا، می شد از کلمات مناسب تری استفاده کرد. اولین مورد، کلمه «در جلویی» است که خب، یک کلمه خیلی بهتر داریم: «در ورودی»، و دومی عبارت «کلاه هایی به آن درازی» است که شاید بهتر بود ترجمه می شد «کلاه های خیلی درازی» یا «کلاه های خیلی بلندی». (برای استفاده از دراز یا بلند، باید به لحن کتاب توجه کرد، که الآن نمی دانم کدام مناسب تر است.) شاید اگر سایر داستان را هم بگردیم، از این دست کلمات پیدا بشوند، با این حال، کار خیلی خوبی بود. خسته نباشید.

با تشکر از جناب ت.ت برای ترجمه این داستان زیبا و شیرین :) سبکش بیشتر مناسب کودکان بنظر میرسه اما خوندنش اصلا ضررى نداره (به هر حال هرکسی یک کودک درون داره :دی) و به هر حال کار استاد تالکینه دیگه! حالت صفحه ها و استفاده از متن اصلی و نقاشی ها هم کار رو خیلی و جالب و متمایز کرده بود :)

یه سوال نصویرگرش خود تالکینه ؟ چون انگار دستی کشیده شده . کتاب باحالیه و کودک درونمو فعال کرد.